محله هفده شهریور

محله

هفده شهریور

محله هفده شهریور

هفده شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع می‌شد. به‌ تدریج ساختمان‌های‌ مسکونی و اماکن تجاری جایگزین شدند. میدان ۱۷شهریور پیش ازانقلاب به «کوروش» معروف بود، اما سال ۱۳۵۸ به‌دلیل واقعه جمعه سیاه،به۱۷شهریور تغییرنام پیدا کرد. برج‌های تجاری مزیت‌های گردشگری این محله است.

محله هفده شهریور
یونس قلی‌زاده یکی از نوجوان‌هایی است که دلش مانند چشمانش به رنگ دریاست. او پای ثابت تجمعات خیابانی است و در قرعه‌کشی این تجمع، جایزه‌اش را به دیگری بخشید. می‌گوید: فقط در دلم نیت کردم قرعه به‌نام کسی در‌بیاید که زیارت نرفته است.
رامین شاهین‌فر بزرگ‌شده محله هفده‌شهریور مشهد است. همه زندگی او از سال ۱۳۵۶ تا به امروز، با کوچه‌های خیابان نسترن گره خورده و دوران کودکی‌اش با خرید یخ‌های قالبی بزرگ و ماندن در صف‌های دو‌ساعته نان عراقی سپری شده است.
تکتم سال‌۹۲ از همسرش جدا شد. لیلا نیز همراه پدرش رفت. نبود لیلا برای مادر، جان‌کاه‌تر از‌ام‌اس بود. پدرش او را دیر‌به‌دیر به دیدن مادر می‌آورد تا این‌که پنج سال پیش لیلا پیش مادر بازگشت. می‌گوید: با دیدنم نور امیدی در دلش زنده شد!
عباس صادقی‌زاده بافنده یکی از دونده‌های خوب کشور و استان است که تاکنون بالغ بر ۲۰ عنوان قهرمانی و نایب‌قهرمانی و ۳ عنوان کشوری در ماده استقامت می‌باشد.
زهرا توکلیان حقیقی موسس موسسه تخصصی قرآن در مشهد و فارغ التحصیل حوزه و دانشگاه می‌گوید: با تاسیس موسسه‌ آرامش کافی برای اجرای ایده‌‏های قرآنی مانند برگزاری نمایشگاه‌‏های مختلف، نقاشی قرآن و... به دست آوردم.
غدیر رضایی یکی از پیشکسوتان و ورزشکاران نام آور مشهدی است که در رشته‌های دوچرخه‌سواری، دو و میدانی، وزنه‌برداری، بسکتبال و... فعالیت کرده است. او یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدّس است.
سید حسین فروغی، صاحب این کارگاه از اعضای هیئت امنای مسجد امام رضا(ع) در خیابان شهید صدر ۷ است که با انتقال کارگاه کفاشی خود به این مکان، سعی کرده درآمد مسجد نیز تا حدودی تامین شود.
آقا برات‌الله از زمانی که نوجوان بود، کار شاگردی را در پیراهن‌دوزی شروع کرد و خاطره‌های تلخ و شیرین بسیاری از آن روز‌ها دارد. اما تعقیب و گریزش از دست مأموران دوچرخه‌بگیر و رفتار جنجالی استادکارش را از خاطر نمی‌برد.
فردین عبودی، نوجوان هنرمند و هم‌محله‌ای ما، ساکن محله ۱۷ شهریور است که از پنج‌سالگی تمام رویا‌های کودکی‌اش را با کشیدن طرح‌های مناظر بی‌جان و آثار باستانی می‌گذراند.
سرای «کفش» هفده شهریور مشهد یکی از اصلی‌ترین بارانداز‌های کفش کشور است. علاوه‌بر تأمین نیاز بازار کفش مشهد، شاهراهی برای ارسال کفش به استان‌های مجاور همچون یزد، کرمان و حتی بوشهر به شمار می‌آید.
فخری سادات مشهدی، زنی مطالبه‌گر است که از ۳۷ سال قبل در محله هفده شهریور ساکن است. تماس‌های او برای رفع مشکلات محله و حتی شهرمان است. او برای رفع مشکل مدنظرش آن‌قدر پیگیری می‌کند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
حمید فرشچیان قدیمی بازار پرچم‌دوزهاست که بیش از ۲۵ سال به عشق امام حسین (ع) دل به هنر داده است. علی رزاقیان نیز بیش از چهل سال است با نان حلال اباعبدالله (ع) کسب و کار می‌کند.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچه‌ها پرس‌وجو می‌کند، متوجه می‌شود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم می‌زند.
حدادطوسی زمان انقلاب تقریبا بیست‌و‌چهار ساله بود و در خیلی از وقایع مهم مشهد حضور داشت. او که به وزیر شعار مشهد معروف بود می‌گوید: مهم‌ترين و اصلي‌ترين شعارمان «ا...‌اكبر» بود.
زهرا یعقوبی، هنرمند زیردست محله ۱۷ شهریور است که از هر انگشتش یک هنر می‌ریزد، طراحی لباس، دوخت و دوز، نقاشی تابلو و... هنر‌هایی است که از دست زهرا برمی آید.
حالا سیزده‌سال است که مرتضی یکه، نوجوانان و جوانان بااستعدادی را به باشگاه‌های معروف فوتبال کشور معرفی کرده است. او در کارنامه هندبالش هم افتخارات بسیاری دارد.
حمید فخرایی تعریف می‌کند: باغ یک‌قِرانی روبه‌روی خانه‌مان بود. در گذشته، هر‌کس می‌خواست از آب یا فضایش استفاده کند، باید یک‌قِران پول می‌پرداخت. با بچه‌های محله هر‌روز عصر مقابل همین باغ، بساط فوتبال‌بازی ما به راه بود.
بیماری ام اس تکتم شریفی را به اینجا رسانده که حالا دیگر نه دستی برای نوشتن دارد و نه پایی برای راه رفتن، اما زبانش مانند انگشتی توانا در صفحه گوشی می‌چرخد و می‌نویسد.
حسین آمنا استاد محبوب و سرشناس قرآن است و همین برای معرفی‌اش کافی است. روش تدریسش متفاوت است و هنر‌های مختلف را به خدمت قرآن می‌آورد تا حتی طنز هم در برابر آموزشِ او سر خم کند.
در کاروان‌سرای باباقدرت تعدادی حجره برای مبادلات تجاری وجود داشت که از سوی آستان‌قدس به افراد مختلف اجاره داده می‌شد. باباقدرت به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر اصلی حرکت کاروان‌های زائران، از نظر فعالیت‌های اقتصادی و تجاری رونق خوبی داشت.